تحلیل نیچه از تاریخ

Friedrich Nietzsche

هژیر صنعت، تنها شرکت صنعتی تولید کننده یوپی اس در ایران می باشد که علاوه بر پیشتازی در صنعت تامین برق اضطراری کشور به فرهنگ، ادبیات و هنر نیز توجه خاص داشته و سعی می کند که به سهم خود به ترویج آن در بین عموم بکوشد.

دوستان عزیزی که عضو خبرنامه هژیر صنعت می باشند، بخوبی با سیاست های این شرکت آشنا می باشند.

هژیر صنعت و نیچه

گر چه در وهله اول ارتباط خاصی بین صنعت الکترونیک و خصوصا یو پی اس با فرهنگ و بطور اخص با ادبیات و هنر مشاهده نمی گردد اما معتقدیم که بازدیدکنندگان شبکه های اجتماعی هژیر صنعت قبل از این که مشتری عزیز این شرکت باشند، انسان های شریفی می باشند که در این جامعه زندگی می کنند.

جلب توجه این پتانسیل عظیم انسانی به فرهنگ از طریق مطالعه یادداشت های مختلف ادبی و هنری در کنار مطالعه مطالب فنی و تخصصی فنی در شبکه اجتماعی هژیر صنعت مهیا شده است.  دست یابی به این هدف والا، دستاورد بزرگی برای هژیر صنعت محسوب می شود و چنین افتخار بزرگی برای ما قابل معاوضه با منافع اقتصادی و مادی که سایر شرکت های مشابه در ایران شبانه روز در پی آن می باشند، نخواهد بود.


تحلیل نیچه از تاریخ

در زندگی کارهای جذاب و مهیج کم نیست، مانند تماشای  اهرام ثلاثه، رفتن به تئاتر با هم نشینان جذاب، شام خوردن یا مطالعه زندگی نامه ها و…

ولی در اغلب موارد، این روش ها تاثیر مهم و واقعی به جا نمی گذارد.

 از آن لذت می بریم، اما تغییری در افکار و شخصیت ما نمی دهد و اثری عمیق یا ماندگار در افکارمان ندارد. شاید بنظر رسد که عدم توجه به این موضوع، اشکال چندانی برای ما ایجاد نمی کند.

اگر چه بنظر میرسد این یکی از الگوهای بسیار آشنای زندگی متفکران است، اما نیچه معتقد است که باید فرصت های این چنینی را خیلی جدی بگیریم. نیچه معتقد است ما از این رو قدر این فرصت ها را نمی دانیم، چون یک سوال اساسی را از خود نمی پرسیم : مقصود از این تجربه چیست ؟ به راستی از آن چه می خواهیم و چه نتیجه گیری می کنیم ، فکر می کنیم در کجای زندگی باید دست مان را بگیرد؟

 او تاریخ  را در یک مجموعه کلی و یکپارچه تحلیل می کند و می پرسد تاریخ به چه کار می آید؟

سئوال عجیبی بنظر می رسد. ما در حالت عادی سوالی تا بدین حد اساسی در باره موضوعات  عظیمی چون تاریخ نمی پرسیم. معمولا  این گونه سوال ها را در برخورد با مسایل آسانتر طرح می کنیم، مانند سوال در خصوص نحوه کار با یک دستگاه الکتریکی.

نیچه معتقد است که تاریخ بیش از همه برای ابر انسان اهل عمل و قدرتمند ضرورت دارد که خود را درگیر نبردی عظیم می کند و به اسوه و معلم و سنگ صبور نیاز دارد، او نمی تواند این عناصر در میان معاصران خویش بیابد. از این حیث بود که تاریخ برای فریدریش شیلر، شاعر، فیلسوف و نمایشنامه نویس، ضرورت داشت، زیرا که به گفته گوته، زمانه ما آن چنان بد است که شاعر در میان زندگان به هیچ طبعی بر نمی خورد که به حالش سودمند افتد.

مفهوم ابرمرد یا ابرانسانی که نیچه درباره آن بسیار سخن گفته است نیز ناظر بر همین منظور است. به عبارت دیگر، به باور نیچه ابرمرد کسی است که بتواند با اراده قوی خویش، بر تاریخ غلبه یابد یا دست‌کم تلاشی افزون کند تا بر آن فایق آید. ظاهراً این نظریه بود که مورد توجه هیتلر واقع شد و خود را در قامتِ آن ابرانسان و قهرمان برتر و مورد ستایشِ نیچه دید که یارای آن دارد تا مسیر تاریخ را دگرگونی بخشد.

کنکاش و کندوکاو در آثار نیچه، پژوهش‌گر را به این نتیجه رهنمون می‌سازد که، تاریخ امری کاملاً تصادفی و به دور از هرگونه معقولیت است. تاریخ بی‌رحم، خشن و حتی بی‌هدف  می باشد. درحقیقت، نیچه برخلاف هگل که تاریخ را مجموعه‌یی از وقایع برمی‌شمرد که در مسیری اجتناب‌ناپذیر و مطابق و همسو با عقلانیتی کلی تحقق می‌یابد، آنرا را نوعی قدرت و نیروی عنان‌گسیخته می‌داند که نمی‌توان آنرا در چارچوب عقل و منطق مهار کرد. او تاریخ و زندگی را رویارو و درتقابل با هم می‌بیند.

خلاصه کلام آنکه، نیچه را می‌توان به گونه‌یی پیرو مکتب اصالت اراده قرار داد و این از آرای او که رویاروساختن اراده انسانی با تاریخ را فریاد می‌زند، قابل درک است.

  • اصالت اراده (گرایشی در فلسفه و روان‌شناسی که به‌ اراده به ‌مثابه زیربنای کائنات می‌نگرد و آن را قوانین عینی طبیعت و جامعه قرار می‌دهد و بستگی ارادهٔ انسانی را به محیط مردود می‌شمارد.)


نیچه در عین حال تاریخ را سودمند می‌پندارد،  به شرط آن که برای کمک به زندگی و عمل باشد، نه برای آن‌که انسان را از زندگی و عمل بازدارد.
او تصدیق می‌کند که تاریخ، انسان را با کارهای بزرگ در روزگاران گذشته آشنا می‌سازد، ذوق آفرینند‌گی را در انسان برمی‌انگیزاند، آدمی را به ادامه سنت‌های افتخارآمیز گذشته تشویق می‌کند، زمان حال را زیبایی می‌بخشد و به انسان یاد می‌آموزد که گذشته، محکوم به زوال است و هرچه هم به وجود آید، ناگزیر روزی ناپدید و نیست خواهد شد.

اما زیان و گزند دهشتناک تاریخ هنگامی خود را نشان می دهد که آن را به علمی مبدل سازند که هیچ‌گونه پیوسته‌گی با زمان حال نداشته باشد. در آن صورت، تاریخ از انسان، موجودی بی‌طرف، بی‌خاصیت و بی‌اثر می سازد که جز مجموعه‌یی اطلاعات، آن‌هم اطلاعات باطل محصول دیگری ندارد. غرقه گشتن در تاریخی باچارچوب منفی که نیچه از آن توصیف می کند  ممکن است کار انسان را به آن‌جا رساند که خود را تنها به آموختن تاریخ مشغول دارد و از ساختن تاریخ عاجز بماند. انسانی با این ویژه‌گی نه تنها احساس ثبات و دوام  نخواهد داشت، بلکه به خودش نیز باورمند نخواهد بود و تمام جهان را هم‌چون یک سلسله نقطه‌های متحرک خواهد دید که وجودش در آن میان نامحسوس و نابودشده است.


برگرفته از:
۱- سایت ماندگار
۲- درس های نیچه برای زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.