شادی و کمال دو ضرورت مهم در زندگی ما

شادی و کمال دو ضرورت مهم در زندگی ما

علت غمگینی انسان آن است که آن گونه ای که او می خواسته، نیست.

زندگی با آرمان های او جور در نمی آید و در نتیجه او غمگین و افسرده می شود.

ما می گوییم : ” من وقتی خوشحال خواهم بود که …”، اما زندگی هم شادی و نشاط دارد و هم محرومیت و عجز، زندگی گاهی تصاحب هدف است و گاهی دور ماندن از آن.

بنابراین تا وقتی که بگوییم ” من وقتی خوشحالم که ….” فقط خود را فریب داده ایم.

شاد زیستن، یک تصمیم است،  خیلی ها چنان زندگی می کتتد که گویی یک روز در مسیر عمر عاقبت به ” شادی ” خواهند رسید مثل کسی که به ایستگاهی می رسد :

بالاخره به اینجا رسیدم…شادی. و از این رو است که داستان زندگی آنها یکی از همان الگوهای همیشگی است : ” من وقتی خوشحال خواهم بود که …

هریک از ما برای شاد زیستن به یک تصمیم نیاز داریم، می توانیم هر روزبرای خود خاطر نشان کنیم که وقت محدودی در اختیار داریم تا از این عمر کوتاه بیشترین بهره را ببریم و می توانیم به دور از زمان، در امید آینده بهتر باشیم.

قطعه زیر را یک پیرمرد هشتاد و پنج ساله در آستانه مرگ نوشته است که دقیقا با موضوع این بحث ارتباط پیدا می کند:

اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم آنوقت سعی می کردم اشتباهات بشتری مرتکب شوم، آنقدرها بی عیب و نقص نباشم، بیشتر استراحت می کردم و بیش از این سفر می کردم.

در واقع خیلی چیزها بود که من آنها را بیش از حد جدی گرفتم و باید دیوانه تر می بودم.

اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم شانس خود را بیشتر امتحان می کردم، بیشتر با مردم آشنا می شدم، قله های بیشتری را فتح می کردم، در رودخانه های بیشتری شنا می کردم، به نقاط تازه تر می رفتم و بستنی های بیشتری می خوردم. با مشکلات حقیقی رو در رو می شدم و مشکلات خیالی را کنار می گذاشتم.

می دانید من از ان آدم هایی بودم که لحظه به لحظه عمرم را محتاط و عاقلانه و سالم زیستم. اگر دوباره بدنیا می آمدم تمام لحظات زندگی ام را از آن خود می کردم.

من از آن آدم هایی بوده ام که همیشه با دماسنج و کیسه آب جوش و بارانی و چترنجات سفر می کردم.

اگر دوباره بدنیا می آمدم سبک تر سفر می کردم.

اگر زندگی از نوع تکرار می شد در سپیده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پیاده روی می رفتم و در پاییز تا دیر وقت به خانه بر نمی گشتم، چرخ و فلک های بیشتری سوار می شدم، طلوع خورشید را بیشتر تماشا می کردم و اوقات بیشتری را با بچه ها می گذراندم، فقط اگر زندگی تکرار می شد، اما می دانید که نمی شود.

آیا این پیام یک هشدار زیبا نیست؟

ما باید از زمان محدودی که در اختیارمان قرار گرفته است حداکثر استفاده را ببریم.

پیرمرد بخوبی فهمیده بود که برای شادتر بودن و برای بهره برداری بیشتر از زندگی نباید دنیا را تغییر دهد، بلکه باید خودش تغییر کند.

دنیا بی عیب و نقص نیست، میزان ناخشنودی ما در واقع فاصله میان واقعیت و آرمان است، فاصله میان واقعیت کنونی هر چیز با آنچه که باید باشد. اگر ما توقع کمال نداشته باشیم شادی آسانتر بدست می آید.

روزی ” ایندین گورو ” به یکی از شاگردانش که از جستجوی خرسندی مایوس شده بود، گفت : من ارز شاد زیستن را به تو می گویم، اگر می خواهی شاد باشی، شاد باش.


بر گرفته از کتاب راز شاد زیستن


کانال تلگرامی ما: hajirsanatcompany@
اینستاگرام ما: instagram:@hajirsanat

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کانال تلگرام هژیر صنعت

آخرین اخبار و اطلاعیه های هژیر صنعت را در تلگرام دنبال کنید.

عضویت بستن